نقدی بر رمان فصل کبوتر اثر حسین فتاحی مصطفی مولایی

رمان از همان پاراگراف اول با ایجاد گره ای در داستان اغاز می شود ، « حجت پکر بود ؛ دمغ و بی حوصله . اما خواهرش شهناز یک ریز غر می زد و از خاله اش ٰ، طلعت ، و خانواده اش گله می کرد ... » که این گره همچون قلابی خواننده را در دام می اندازد .

این رمان از برخلاف رمان های که به موضوع انقلاب پرداخته اند از کلیشه و تقلید مکانیکی دور است . رمان فصل کبوتر بیشتر از انکه به خود انقلاب بپر دازد بلکه پیش زمینه های انقلاب اسلامی را با نثری ساده و پرهیز از حاشیه و اضافه گویی و بی طرفانه برای خواننده خود به تصویر می کشد . نکته ای که برای من خیلی جالب بود این بود رمان خسته کننده نبود و یک نفس توانستم تمامش کنم .   

درست نقطه پایین داستان واکنش مردم به مقاله توهین امیزی که درباره امام خمینی در یکی از روزنامه چاپ شده است که خود اغاز انقلاب است .

یکی از نقاط قوت این رمان فضای خاکستری است که حاکم بر فضا و شخصیت های داستان است . این رمان از لحاظ ساختمان رمان ها جزو رمان های موقعیت است . که یکی از نقاط  ظریف رمان محسوب می شود . وقتی رمان را رمان موقعیت در نظر بگیرم به بهتر می توانیم کنش و واکنش های که در طول داستان رخ می دهد را تجزیه و تحلیل کنیم .

رمان فصل کبوتر را از لحاط موضوعی می توان جزو رمان های شکل پذیری یا نوول تربیتی دسته بندی کرد. شخصیت حجت در طول داستان از لحاظ سیاسی ، مذهبی و... تکامل پیدا می کند .

اتفاقاتی که برای حجت در طول داستان روی می دهد ، آگاهی او را نسبت به مرگ پدرش و اوضاع و احوال سیاسی , اجتماعی کشور و جهان اسلام به کمک و راهنمایی احد پسرهمسایه که یک دانشجوی اخراجی انقلابی است بالا می رود و به این نتیجه می رسد که باید به انقلاب بپیوندد.

حجت شخصیت اصلی رمان با فرهنگ اسلام ستیزی که شاه با کمک خارجی ها درایران در حال پیاده کردن هستند ، سر مخالفت بر می دارد که این نوع کشمکش ایجاد شده را کشمکش اخلاقی می گویند .

یکی دیگر نقاط قوت در این رمان نمی توان از کنارش گذشت بیان تسلسل و توالی حوادث و اتفاقات در طول داستان است که می توان به آتش زدن انبار شرکت آمریکای توسط حجت و دوستش هادی برای ضربه زدن به عادی نشان دادن اوضاع و احوال کشور در پانزده خرداد توسط شاه با دعوت خبرنگاران خارجی  و یا به نحو بیرون امدن حجت از کارگاه موسس ارمنی با افتادن برگه اعلامیه بر ضد شاه و دوری کردن موسس ارمنی از دردسر می توان اشاره کرد که این اخری کار استادانه نویسنده در خلاص شدن و رعایت تسلسل و توال حوادث و اتفاقات است .

روای در این رمان دانای کل محدود است و حالت تعلیق یا هول و ولا در طول داستان زیاد دیده می شود .

مانند حجت شخصیت اصلی رمان که میان ماندن در کارگاه موسس ارمنی بخاطر سفته و تامین مخارج ازدواج با مهری دختر خاله اش و کار نکردن برای ان بانکی که به اسرائیل کمک مالی می کند که با همین پول ها اسلحه می خرد و مسلمان ها را می کشد .

« این افکار حجت را بیشتر سرگردان می کرد . از یک طرف پدرش بود و خون مظلومانه او ، و از طرف دیگر مادرش ، نامزدش و آینده اش . حجت خود را در میدانی می دید که طرفش یکی ایستاده بود و او را صدا می زد . یک طرف پدرش با پیکر خونین ، طرف دیگر مادرش ...» ص83

یا در جای دیگر که « اوس محمود فکر کرد بچگی کرده و بی خودی و بی جهت خودش را توی دردسر انداخته .بیست سال کار کرده و سه تا بچه داشت و کلی خرج و مخارج . برای همین نمی توانست جواب سربالا به موسس بدهد ، یا ظوری رفتار کند که باعث ناراحتی او شود . اما از طرف دیگر هم می دید حجت تقصیری ندارد که بخواهد برایش پاپوش درست کند ...» ص 87

از این قبیل نمونه ها در این رمان زیاد می توان یافت .

در بحث شخصیت پردازی در این رمان ، شخصیت ها بعضی ایستا هستند ؛ یعنی در طول داستان بر اثر اتفاقات یا تغییری نکرده اند یا اندک تغییری در انها دیده می شود که می توان به موسس کارفرمای ارمنی حجت و اوس محمود سرپرست کارگاه اشاره کرد و یا شخصیت ها پویا هستند که می توان به حجت اشاره کرد که در طول داستان تغییر و تحولی در عقاید سیاسی و مذهبی او به وضوح مشخص است .

بحث دیگری که در شخصیت پردازی می توان در این رمان به ان اشاره کرد این است که شخصیت ها نمایشی یا متد دارماتیک هستند . وقتی به دیالوگ های رد و بدل شده میان شخصیت های در طول داستان دقت می کنیم ، می توانیم انگیزه ها و اوضاع و احوالی که پشت اعمال انها است را به خوبی متوجه و درک کنیم .

در این رمان نویسنده توانسته با استفاده خوب از زمینه ای انقلاب که در داستان رخ می دهد خواننده را بهتر با شخصیت های داستان اشنا می کند . نویسنده با نام بردن از محله های مانند ، کوچه های باریک و دراز بازار نایب السلطنه و یا دادن اطلاعات تاریخی مانند «  امروز در یکی از روزنامه ها به مرجع عالم تشیع جسارت شده ؟ همین الان به من خبر دادند مردم مسلمان قم به خیابان ها ریخته اند و تظاهرات کرده اند . ماموران رژیم هم به ان ها حمله ...» ص 176

« وقتی مردم با تصویب این قانون ( کاپیتولاسیون ) فریاد کشیدند و به خیابان ها ریختند و شعار دادند که ما با این قانون مخالفیم ، ...» ص 77

« ... عاقبت کار به جایی رسید که شاه نتوانست تحمل کند و او را به ترکیه تعبید کرد. اما مسلمان های ترکیه دور امام جمع شدند و ایرانی ها پایشان به ان کشور باز شد . دولت ترکیه این کار را به نفع خود ندانست  و خمینی را به عراق تبعید کرد ...» ص 104

 

ونقش و حمایت بازار از انقلاب  هم بصورت غیر مستقیم بیان شده است .  در این رمان که سبک رئالیست است حقیقت مانندی در حد قابل قبول رعایت شده و نویسنده توانسته اتفاقات درهم و برهمی که در زندگی حجت روی داده  است را به صورت منطقی و قابل قبول برای خواننده نظم و سازمان دهد .

ودر آخر اینکه این رمان اطلاعات تاریخی که درباره انقلاب در حال فراموش شدن است را برای نسل امروز  در قالب داستانی بیان می کند به خواننده می گوید که برای اهداف والا  باید از خیلی چیزها چشم پوشی کرد و انسان چگونه در یک ان متحول می شوند . کلام اخرش فداکاری و اگاهی دادن عناصر مهمی در انقلاب است .

/ 1 نظر / 34 بازدید
بابک ابراهیم پور

سلام دوست عزیز. چه خوب شد وبلاگتون رو پیدا کردم. مطالبتون رو با دقت خواندم و لذت بردم. خوشحال میشم که در لیست پیوند های هم باشیم. منتظر حضور گرمتون هستم. با تشکر [گل]